8 . انگليسي. فلورنس وورستري تاريخ سالهاي 450 تا 1117 را نوشت و جان وورستري آن را تا 1141، دنبال كرد. ولي بهترين تاريخنويس انگليسي در اين زمان ويليام مالمزبري بود، كه تاريخ انگلستان و تاريخ اسقفنشينها را تأليف كرد. او از مورخان انگشتشمار قرون وسطا، بود كه تنها بهذكر وفايع اكتفا نكرد، بلكه كوشيد تا آنها را توجيه كند. او را ميتوان با بيد قياس كرد.
9. ويلزي. انتقال مقادير زيادي از معلومات سلتي را از زبان ويلزي به لاتيني مديون جفري مونماوثي و دوستش كاراداگ للانكارواني هستيم. همچنانكه هنگام گفتگو از اين افراد در مقام مترجم ذكر كردهام، اين امر مسلماً از نظر تاريخي اهميت زيادي دارد، ولي از جهت ادبيات محض داراي اهميت بيشتري است. آلفرد بيورلي تاريخ جفري را تلخيص كرد و ژوفروا گيمار آن را به شعر لاتيني برگرداند. ترجمههاي انگليسي اندكي بعد صورت گرفت، ولي در اواسط سدهٴ دوازدهم، داستانهاي شگفتانگيز سلتي به لاتيني و فرانسوي در دسترس بود.
10. آلماني. به استثناي فرانسويان، بهترين گروه مورخان آلماني بودند، چهار تن از آنان افراد ممتازي بودند، و يكي از آنان از بزرگترين مورخان لاتيني قرون وسطا، بهشمار ميرفت.
دو تن از آنان تاريخ جهان را نوشتند؛ زيگبرت ژانبلويي از آغاز تا 1111، و اكهارت اورايي تا حدود سال 1125. زيگبرت
تاريخ صومعهٴ بنديكتي ژانبلو و زندگينامههاي متعددي نوشت؛ او از عقايد امپراتور در برابر پاپ دفاع كرد. تاريخ اكهارت از بهترين نوع است. قبلاً به گزارش او از جنگ صليبي اول اشاره كرديم.
برجستهتر از اين هر دو شاهزاده اوتوي فريزينگي بود، كه نهتنها مورخ، بلكه فيلسوف تاريخ به شمار ميرفت. او زندگينامهٴ برادرزادهاش، فردريك بارباروسا، را نوشت، ولي مهمترين اثرش تاريخ شهر خداست، كه از بهترين نوشتههاي تاريخي قرون وسطا، به شمار ميرود و نويسندهٴ آن از اوگوستين و اُروسيوس، و احتمالاً هوگ سنويكتوري الهام گرفته است.
مورخ چهارم، يعني آنسلم هاولبرگي، گرچه با اوتو قابل قياس نبود، اصالت كمتري نداشت.
او از مجادلههاي ميان متكلمان كليساهاي يوناني و لاتيني، كه در 1135، در قسطنطنيه جريان داشت، گزارشي نوشت. آنسلم كه خود شاهد آن مجادلهها بود به اسقفنشين خويش بازگشت و در آنجا شاهد كشمكشهاي سختتري ميان آلمانها و اسلاوها شد؛ و قلمرو او در مدت رياستش، دوبار، به تصرف اسلاوها درآمد.
11. بوهمي. كوسماس پراگي ملقب به هرودوت بوهم تاريخ كشور خود را از آغاز تا زمان مرگ خويش، در 1125، به زبان لاتيني نوشت. گرچه اين تاريخ ناقص و فاقد جنبهٴ انتقادي است، از اهميت چشمگيري برخوردار است.
12. ايسلندي. جاي شگفتي است كه يكي از بزرگترين مورخان عصر، به نام آري فرودي